الشيخ محمود الشبستري
35
گلشن راز ( فارسى )
طبيعى قوّت توده هزار است * ارادى برتر از حصر و شمار است وز آن هر يك شده موقوف آلات * ز اعضا و جوارح وز رباطات پزشكان اندر آن گشتند حيران * فرو ماندند در تشريح انسان نبرده هيچ كس ره سوى اين كار * به عجز خويش هر يك كرده اقرار ز حق با هر يكى خطّى و قسمى است * معاد و مبدأ هر يك ز اسمى است از آن اسمند موجودات قايم * بدان اسمند در تسبيح دايم به مبدأ هر يكى زان مصدرى شد * به وقت بازگشتن چون درى شد از آن در كآمد اول هم به در شد * اگر چه در معاش از در به در شد از آن دانستهاى تو جمله اسما * كه هستى صورت عكس مسمّا ظهور قدرت و علم و ارادت * به تست اى بنده صاحب سعادت سميعى و بصير و حىّ و گويا * بقا دارى نه از خود ليك از آنجا زهى اول كه عين آخر آمد * زهى باطل كه عين ظاهر آمد